«به نام خدا»
اين دهه هم تموم شد با تمام :
کارناوالهاي عزاداري با آخرين دستگاههاي موسيقي!
حسين پارتي ها!
جمع شدن کلي دختر و پسر تا نيمه هاي شب توي خيابونا! -فلان جا هيئت فلان بازيگره ... يادت نره امشب قرارمون اونجا ...
من يه ساعته منتظرتم چرا نيومدي عزيزم؟-
خرجاي خيلي زياد و چشم و هم چشمي هيات ها!!
بلند کردن علم هاي شبيه صليب ( تا جايي که من ميدونم علمي که دست حضرت عباس (ع) بود شباهتي به صليب نداشت)
پوسترهاي عکسهاي اماما که شبيه بازيگراي اروپايي و هندي تزيين شدن ... يا صحنه شهادت علي اکبر(ع) که اگر ندوني الان چه ماهي هستيم با نبرد رستم و سهراب اشتباه ميگيريش...-مادرم ميگن قديم قديما خيلي اين عکسا رو بد ميدونستن و ميگفتن انتشار اين عکسا کار يهودياست ... والله اعلم -
و عزاداريا و مداحياي بي سند و مدرک و بي محتوا... بدون صحبت از بزرگي و انسانيت اون بزرگا ... فقط و فقط توصيف چهره ... انگاري که يکي از بازيگرا يا بانوي زيباييها -نعوذبالله- از بين رفته...
تو همه اين مراسم ها هم تو زيارت عاشورا بلند بلند ميخونيم :
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلک
نميدونم با اين کارامون جزو و آخر تابع له علي ذلک هستيم يا نه
پي نوشت : البته دلم نميخواد بي انصافي کنم ... از محله خودمون که حسين پارتي بود و محل تجمع آدماي خراب که بگذريم امسال لااقل يکي دوجا رو ديدم که مداحياي چرت و پرت نداشتن . برنامه هاشون بد نبود...
